شيخ ذبيح الله محلاتى
363
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
( اما مدعاى اول كه خروج عايشه براى اصلاح بود ) اين ادعى بوجوهى باطل است . اول آنكه فتنهاى واقع نشده بود تا عايشه در مقام اصلاح آن بيرون بيايد بلكه خود ايجاد فتنه كرد به جهت كراهت او از خلافت حضرت امير و نمىخواست آن حضرت خليفه بشود بلكه مردم را تحريص بقتل عثمان كرد كه او كشته بشود و خلافت بطلحه برسد چنانچه در اول تيمى بود بازهم خلافت يتمى بشود و هركس وقعهء جمل را نوشته تصريح به اين مطلب كرده . دوم - آنكه خروج عايشه براى اصلاح با مدعاى او تناقض است براى اين كه همهء كتب تواريخ متعرضاند كه براى طلب خون عثمان حركت كرد و گفت و اللّه لاطلبن بدم عثمان فانه قتل مظلوما پس عايشه هواى قتل و قتال بر سر داشت نه هواي اصلاح . سوم - آنكه اگر عايشه براى اصلاح حركت كرده بود بايستى وجوه مهاجر و انصار و غازيان بدر و احد و بزرگان بنى هاشم با او موافقت كنند نه آنكه مثل مروان بن حكم طريد رسول اللّه و وليد بن عقبة بن ابن معيط و اجلاف عربهاى بيابانى و دشمنان امير المؤمنين از قبيله بنى ضبه كه در رجز خود در جنگ جمل تصريح مىكردند مىگفتند ( نحن بنو ضبة اعداء على ) چهارم آنكه اگر سير عايشه براى اصلاح بود احتياج بهودج آهن نبود چه آنكه مصلح و لو حرب قائم باشد بىسلاح و آلات حرب قدم بيرون گذارد فضلا از اينكه حربى قائم نباشد و دشمنى براى او نباشد همهء مسلمين عايشه را احترام مىكردند و كسى ارادهء سوئى نسبت بعايشه نداشت پس هودج آهنى ساختن به تمام صراحت دلالت دارد كه عايشه قتال با نفس رسول و زوج بتول را وجه همت ساخته بود در روضة الصفا گفته هودج عايشه را بصفايح حديد استحكام داده بودند و بر شتر قوى هيكلى بار كردند .